خرید بک لینک
سال۱۳۸۰معاون مدرسه راهنمایی شهید مطهری دهلران بودم. دانش آموزان مقطع راهنمایی سنشان اقتضاء می کند که شیطنت بیشتری داشته باشند و معمولا بازیگوش و شلوغ ترند و مدرسه ی ما هم از این قانون استثناء نبود! هم

برچسب: نویسنده: کارن مقدم تاريخ: سه شنبه 22 بهمن 1398 ساعت: 11:16

یک روز نزدیک های ظهر دخترم پرسید: بابا دلیل خوشحالی امروز مامان را می دانی؟گفتم: نه نمی دانم! چه شده است؟ گفت: دیشب دیر وقت به خانه آمدیم و شام نخوردیم غذای دیشب برای امروز مانده است و به همین خاطر م

برچسب: نویسنده: کارن مقدم تاريخ: سه شنبه 22 بهمن 1398 ساعت: 11:16

برای ازدواج دختر و پسری که لیلی و مجنون بودند و من فکر می کردم نخستین کسی هستم که لیلی و مجنون واقعی را با چشم خود دیده ام بارها دخالت کردم و هر دو خانواده با دلایل فراوان و گوناگون مخالف سرسخت ازدواج

برچسب: نویسنده: کارن مقدم تاريخ: سه شنبه 22 بهمن 1398 ساعت: 11:16

اولین امتحان ناعادلانه ای که در کودکی با آن روبرو شدیم و هنوز داریم چوبش را می خوریم، امتحان دیکته ی فارسی بود که در آن، فقط ایرادها و اشکال هایمان، مورد قضاوت ناعالانه معلم قرار می گرفت. امتحانی که

برچسب: نویسنده: کارن مقدم تاريخ: سه شنبه 22 بهمن 1398 ساعت: 11:16

گاهی به مراسم عروسی یا جشنی می رویم و یک دفعه متوجه می شویم که فیلمبرداری می کنند، قبل از این که فیلمبردار به سراغ ما بیاید و دوربینش را روی ما زوم کند فوری خودمان را جمع و جور و مرتب می کنیم چرا؟ چون

برچسب: نویسنده: کارن مقدم تاريخ: سه شنبه 22 بهمن 1398 ساعت: 11:16

محضرهمه ی همکاران فرهنگی فهیم، دلسور وایثارگر خودم سلام وعرض ادب دارمشروع مهر ماه ۱۳۹۸جهاد، فداکاری و مبارزه شما علیه جهل و نادانی و تربیت و پرورش نو جوانان و جوانان آینده سازان مملکت به شما خوبان و ه

برچسب: نویسنده: کارن مقدم تاريخ: سه شنبه 22 بهمن 1398 ساعت: 11:16

گويند: هنگامی كه زليخا با يوسف (ع) خلوت كرد و او را به سوی خويش می خواند ناگهان زليخا چشمش به بتی افتاد كه در آن حجره قرار داشت. بی درنگ برخاست و پرده ای روی آن افكند.يوسف (ع) به او گفت: تو از مراقبت

برچسب: نویسنده: کارن مقدم تاريخ: سه شنبه 22 بهمن 1398 ساعت: 11:16

امام سجاد (ع) به پيشگاه خداوند عرض می كند: خدايا تا آن روز كه بتوانم به عبادت تو بر خيزم و عمرم را در راه اطاعت تو به كار گيرم مرا زنده نگه دار، اما اگر عمر من به گونه ای سپری شود كه چراگاه شيطان باشد

برچسب: نویسنده: کارن مقدم تاريخ: سه شنبه 22 بهمن 1398 ساعت: 11:16

دوستم رضا مرا که دید می خندید به وی گفتم: چه شده است که اینطوری می خندید؟! گفت: صفری به خودم می خندم که امروز با خانمم دعوا کردم از سر کار به منزل آمدم خانمم با عصبانیت سرم داد کشید! خودم را کنترل نکر

برچسب: نویسنده: کارن مقدم تاريخ: پنجشنبه 15 فروردين 1398 ساعت: 20:46

صفحه بندی